برندینگ موثر، کارآمد و کم هزینه در شش مرحله

برندینگ موثر، کارآمد و کم هزینه در شش مرحله

کلمه “برند” و اصطلاحاتی مثل برند پیشرو یا همان Leading brand، برند ناشناخته یا همان off-brand، و برند شخصی یا همان personal brand، در حوزه بازاریابی زیاد استفاده می شوند. اما با این وجود گاهی ابهاماتی در رابطه با مفهوم دقیق این کلمه در تجارت وجود دارد. مثلا این که برندینگ یا همان برند سازی مستلزم چه چیزهایی است؟ آیا برای این کار نیاز به استخدام افراد متخصص است؟ و آیا اصولاً برندینگ پرهزینه است؟

پاسخ ما به سوال آخر منفی است؛ خب بگذارید که بگوییم خوشحال باشید! برای برندسازی نیازی به صرف هزینه های سنگین نیست. می توانید با استفاده از روش های خلاقانه ای که در ادامه راجع به آنها صحبت می کنیم، بدون صرف هزینه های گزاف برای کسب و کارتان برندسازی کنید. البته مسلماً برای این کار نیاز به صرف زمان است اما بازگشت سرمایه ایجاد شده قابل توجه است. برندینگ موثر علاوه بر صرفه جویی در هزینه ها باعث رشد بیزنس شما می شود.

برندینگ یکی از مهم ترین فعالیت ها برای توسعه هر کسب و کاری محسوب می شود. آنطور که در ادامه متوجه خواهید شد برندسازی باعث ایجاد شخصیت، ارزش و آگاهی عمومی برای هر سازمانی می شود. و به لطف وجود منابع، ابزارها و پلتفرم هایی که در دسترس همه قرار دارد، امروزه دیگر در مقایسه با گذشته، برندسازی کار پر زحمت و پرهزینه ای محسوب نمی شود.

پس با ما در آژانس دیجیتال مارکتینگ پلاک ۵ و در این مطلب همراه شده و این شش مرحله را برای برندینگ بیزینس خود دنبال کنید.

برندسازی موثر، کارآمد و کم هزینه در شش مرحله

۱) شناسایی مخاطبین

مسلما تصادفی نیست که ۸۲ درصد از سازمان هایی با ارزش پیشنهادی بهتر از شخصیت یا همان پرسونای خریدار[۱] استفاده می کنند.

نیازها، اهداف و رفتار مشتریان بالقوه‌تان تعیین کننده شیوه مناسب برای عرضه خدمات یا کالاهای شماست. درک این موضوع به شما در تشخیص رسانه های مناسب برای جذب مشتری، شناسایی علایق و انگیزه های مشتریان و محل های حضورشان در محیط های آنلاین کمک می کند. در ادامه متوجه می شویم که این اطلاعات چه تاثیری در ایجاد یک برند موثر و رقابتی دارند – در واقع این اطلاعات به ما کمک می کنند که به افراد مناسب و درست دسترسی پیدا کنید.

تشخیص این موارد الزاماً نیاز به صرف هزینه چندانی ندارد. می توان با مطرح کردن سوالاتی و پاسخ دادن به این سوالات، تا حد زیادی با مشتریان هدف آشنا شد و بر مبنای این آشنایی، برنامه ریزی هایی برای پیشبرد اهداف تجاری کسب و کار خود انجام داد. همچنین می توان برای این کار از نرم افزارهای رایگانی مثل MakeMyPersona استفاده کرد که برای شروع بسیار خوب است. این ابزار با پرسیدن سوالاتی در مورد ویژگی های افراد ایده‌آلی که قصد داریم به آن ها نزدیک شویم، ما را راهنمایی می کند. سعی کنید زمان کافی صرف کار با این نرم افزار کنید زیرا هدف این سوالات این است که ما را به فکر کردن در مورد موضوعاتی مثل ویژگی های مشتریان ایده‌آلتان مشغول کند که قطعا این کار نیاز به صرف زمان دارد.

۲) شکل دهی شخصیت برند

پس از اینکه پرسونای مشتری را مشخص کردیم، می توانیم به برندمان شکل دهیم. این امر شامل ایجاد شخصیت برند – که نشان دهنده نوع نگاه و تفکر مردم نسبت به برند ماست – و لحن بیانی است که در تبلیغات چاپی یا عمومی استفاده خواهیم کرد.

تشخیص طرز بیانی که باید برای برند استفاده کنیم نیاز به فرایند هایی تقریبا مشابه با تعیین شخصیت برند دارد. اما به جای پاسخ دادن به پرسش های مربوط به ویژگی های مخاطبین ایده آل باید به دنبال پاسخ برای پرسش هایی باشیم که بیشتر به خود برند مرتبط است. از جمله: ارزش های برند ما چیست؟ قرار است بیانگر و ارائه دهنده‌ چه چیزی باشد؟ دوست داریم که مردم در مورد برند ما چطور صحبت کنند؟

حتی اگر برند نوپا نیست و قرار نیست از صفر شروع کنیم، ایجاد شخصیتی قوی تر برای کسب و کار، بسیار مهم و ارزشمند است. موسسه Zoological Wildlife Foundation یکی از بهترین مثال ها در این زمینه است که حین برندسازی مجدد، تشخیص بهترین شخصیت و لحن بیان برای برندش را بالاترین اولویتش قرار داد. نتیجه این بود که این شرکت توانست حضورش در فضای آنلاین را ۳۴۳ درصد! قوی تر کرده و ترافیک وب سایتش را به تنهایی با همین حرکت، ۶۳ درصد افزایش یافت.

۳) حضور منظم و مداوم در شبکه های اجتماعی

تا این جا شخصیت خریداران و این که قرار است چه مطالبی را به آن ها عرضه کنیم و چطور آن را اعلام کنیم مشخص کردیم. اما خب مرحله بعد چیست؟

از آن جا که تا این مرحله احتمالا تصویری واضح از مخاطبین را ایجاد کرده ایم بسیار مهم است که بتوانیم تشخیص دهیم این مخاطبین اکثر وقتشان را کجا صرف می کنند، بویژه در شبکه های اجتماعی. پیش از این در مورد اهمیت نزدیک شدن و دستیابی به مخاطبین به ویژه در محیط هایی که حضورشان در آن پررنگ تر است صحبت کردیم که این موضوع شامل بررسی رفتارهایشان در محیط آنلاین هم می شود.

پیشنهاد می کنم پست Demographics of Social Media Users که در رابطه با جمعیت شناسی کاربران شبکه های اجتماعی مختلف در جهان است را حتما مشاهده کنید زیرا اطلاعات جالب و در عین حال مهمی از کاربران پنج شبکه اجتماعی مهم یعنی فیسبوک، پینترست، ایسنتاگرام، لینکداین و توییتر در اختیارتان قرار می دهد. این اطلاعات را باید دقیقا بررسی کنیم. ممکن است بیشتر مخاطبین مورد نظرمان وقتشان را تنها در یکی از این شبکه ها بگذرانند. با این که هرگز نباید سایر پلتفرم ها را نادیده بگیریم، اما این ابزار به ما کمک می کند تشخیص دهیم کاربران هدف ما در کدام پلتفرم حضور پررنگ تری دارند.

و پس از اینکه حضورمان در یک شبکه اجتماعی را شکل دادیم و مخاطبین مورد نظر را بدست آوردیم، باید این حضور را حفظ کنیم. تصور کنید چندبار به صفحه یک برند در فیسبوک سر زده و مشاهده کنیم طی چند ماه اخیر این صفحه بروزرسانی نشده است. خب فکر میکنم که احتمالاً قابل پیش بینی است که احساس می کنید که این برند گویا اصلاً اهمیتی برای مخاطبینش در این شبکه اجتماعی قائل نیست. یا شاید آنقدر سرش شلوغ است که فرصت ندارد حداقل تازه هایش را به اطلاع مخاطبین این رسانه برساند. خب می توان گفت که این امر تاثیر مثبتی بر تصورات ما نسبت به آن برند نخواهد داشت.

پس با این حساب توصیه می کنیم بهتر است که حتماً با برنامه ریزی و زمانبندی منظم مطالبی که در شبکه های اجتماعی منتشر می کنیم از این تاثیر ناخوشایند پیشگیری کنیم.

خب خبر خوب این است که می توان با برنامه ریزی و زمانبندی منظم مطالبی که در شبکه های اجتماعی منتشر می کنیم از این تاثیر ناخوشایند پیشگیری کنیم؛ البته باید این نکته را برای سایر فعالیت های بازاریابی هم رعایت کنیم.

۴) وبلاگ‌نویسی

شاید برای اینکه به اهمیت این مورد پی ببرید بد نباشد که اینگونه بگوییم که هر چقدر در این باره صحبت کنیم باز هم کم است! وبلاگ نویسی بخش مهمی از بازاریابی محتوا است بویژه بخش “جذب” یا همان Attract که در آن، افراد غریبه تبدیل به بازدیدکننده‌ی سایت می شوند.( تصویر زیر را مشاهده کنید)

Strangers : افرادی  هستند که از برند شما اطلاعی ندارند و نیازمند خدمات و محصولات برند شما هستند.

Visitors :  افرادی هستند که از طریق، وبلاگ، کلمات کلیدی (سئو) ، شبکه های اجتماعی با برند شما آشنا شده اند.

Leads : افرادی هستند که جذب برند ما شده اند، که از طریق فرم ها، صفحات فرود علاقه مندی خود را به برند شما را نشان داده اند.

Customers : افرادی هستند که با پیگیری روند کاری درخواست شده، تصمیم به استفاده از خدمات برند شما را گرفته اند و یکی از مشتری های شما شده اند.

Promoters : افرادی هستند که به کارفرمای وفادار تبدیل شده اند و خدمات شما را به افراد و دوستان خود که با برندتان آشنا نیستند، انتقال می دهند.

در حقیقت وبلاگ نویسی می تواند اساسی ترین گام در [۲]inbound marketing باشد. وبلاگ نویسی به ما در دستیابی به مشتریان واجد شرایط و ایده آل کمک کرده و این کار با تولید مطالب آگاهی دهنده‌ای که این مخاطبان به دنبال آن هستند انجام می پذیرد. به همین دلیل بسیار مهم و ضروری است که مطالب تولید شده به مخاطبین مد نظر ارتباط داشته باشد. همچنین باید مطالب نوشته شده را برای جستجوهایی که مخاطبین انجام می دهند بهینه سازی کرد.

مسلماً مخاطبین‌ به دنبال اطلاعات هستند زیرا پس از دوستان و خانواده، وبسایت ها(و همچنین وبلاگ ها) سومین منبع مورد اطمینان مردم برای کسب اطلاعات محسوب می شوند. بعلاوه، می توانیم از مطالب تولید شده برای وبلاگمان در شبکه‌های اجتماعی‌ نیز استفاده کنیم و خب به یاد دارید که قبلا اهمیت شبکه های اجتماعی در برندسازی کم هزینه را توضیح دادیم.

با این که تولید محتوا از نظر اقتصادی هزینه چندانی ندارد، اما یکی از مشکلات آن این است که نیاز به صرف زمان دارد. جا دارد در اینجا شاید خالی از لطف نباشد که به این شکل بگوئیم تا مفهوم دقیق تر منتقل شود: یک پزشک را را در نظر بگیرید که به یکی از بیمارانش می گوید “ترجیح می دهی روزی یک ساعت کار کنی یا روزی ۲۴ ساعت مرگ را تجربه کنی؟” می توان این سوال را برای Inbound Marketing این طور تغییر داد که “ترجیح می دهید روزی یک ساعت صرف تولید محتوا کنید یا همیشه از نداشتن مطلب کافی برای بازدیدکنندگان سایتتان رنج ببرید؟!”

داشتن تقویم محتوایی برای تولید محتوا می تواند مثل برنامه ریزی فعالیت ها در شبکه های اجتماعی به زمانبندی فعالیت ها و تازه سازی مطالب و نظم بخشیدن به پروسه فعالیت هایی که انجام میدهیم کمک بسیار زیادی کند.

به همین دلیل برای راحتی شما دوستان و همراهان عزیزمان در پلاک ۵، ما نیز یک الگوی نمونه برای تقویم محتوایی برایتان آماده کرده ایم که به زودی روی سایت قرار خواهد گرفت و می توانید به صورت رایگان از آن استفاده کنید.

پیشنهاد می کنیم که ایمیل خود را جهت دریافت الگوی نمونه برای تقویم محتوایی وارد نمائید :

 

۵) اولویت قراردادن خدمت رسانی به مشتری

یکی از شرکت های موفق صنعت پوشاک به نام unparalleled که به دلیل خدمت رسانی بی نظیرش به مشتریان بسیار محبوب شد، اولویت اصلی کار تجارتش را خدمت رسانی و سرویس دهی به مشتری قرار داد.

اما دلیل اهمیت این موضوع چیست؟ برای شرکت Zappos تبدیل کردن سرویس دهی برتر به مشتری به سنگ بنای برندش باعث صرفه جویی زیادی در هزینه ها و تبلیغاتش شد. زیرا این شرکت با ارائه این خدمات برتر باعث افزایش و رونق تبلیغات دهان به دهان بین مشتریان فعلی و مشتریان بالقوه اش شد؛ که در بازاریابی به آن رسانه های بدست آمده[۳] گفته می شود. (شرکت امریکایی Psst به دلیل سرویس دهی بد به مشتریانش سالیانه ۴۱ میلیارد دلار ضرر می دهد)

چه قصد شما خدمت رسانی به مشتریان دائم باشد چه مشتریان موقت، هدف نهایی ایجاد تجربه ای لذت بخش برای آنهاست. مطمئن باشید وقتی بهترین تجارب را برای مشتریانتان ایجاد کنید، در نهایت با کمترین هزینه باعث می شوید همه در مورد مزایای برندتان صحبت کرده و به هدفتان برسید. این موارد اهمیت شخصیت برند را مشخص می کند که با طی کردن مراحل مختلف برندسازی باید مرتباً ارزش های برندتان را ارزیابی کنید. مثلا آیا سرویس دهی عالی به مشتری یکی از این ارزش هاست؟ این ارزش ها چیزی است که فرهنگ یک برند را شکل می دهد، و این فرهنگ چیزی است که نگاه مخاطب به برند شما را تحت الشعاع قرار میدهد.

۶) مشارکت با برندها

در شروع برندسازی ممکن است به اندازه یک شرکت بزرگ، مخاطب و مشتری نداشته باشیم که خب امری است کاملاً منطقی و طبیعی. همه شما دوستانی که در حال خواندن این مطلب هستید می توانید با طی کردن مراحلی که ذکر کردیم مخاطبینتان را افزایش دهید اما قطعا این کار زمان بر است. تا آن زمان یکی از راه ها برای رساندن نام برندتان به مخاطبین بیشتر، همکاری با برندهای مشهورتر است.

اما بدون ارزیابی و تفکر و صرفا به خاطر قدیمی تر بودن یک برند آن را برای همکاری انتخاب نکنید. مطمئن شوید برند انتخابی با برند شما همخوانی و تناسب داشته باشد و این مشارکت در نظر مخاطبینتان معنادار باشد. این نکته را در نظر داشته باشید که شرکت ها و سازمان های بزرگ مخاطبین و مشتریان زیادی دارند اما مسلما چیزهایی هستند که این شرکت ها هم نداشته باشند.

 در ادامه توصیه هایی را برای همکاری بین برندها یا همان co-branding بیان می کنیم:

  • مخاطبین شریک احتمالی تان را در نظر بگیرید. آیا این مخاطبین به برند شما هم توجه نشان خواهند داد؟ آیا بدون این همکاری نمی توانید به این مخاطبین دست پیدا کنید؟ این مخاطبین چقدر به همکاری شما اعتماد خواهند کرد؟ بسیار مهم است که مخاطبین برند همکارتان به مطالب و گفته های شما نیز توجه و علاقه نشان دهند. از آن جا که امروزه مردم به روش های تبلیغاتی سنتی اعتماد چندان نشان نمی دهند باید اطمینان حاصل کنید که شریک تان فعالیت های تبلیغاتی را به روشی که باعث جلب اعتماد مخاطبین شود، انجام دهد.
  • شما هم باید در قبال این شراکت چیزی برای عرضه داشته باشید؛ چیزی که همان طور که در ابتدا گفتیم “آن ها نداشته باشند“. زیرا این تجربه کاری باید برای شما، شریک تان در برندسازی و مشتریان سودمند باشد.
  • سعی کنید یک شرکت غیرانتفاعی شناخته شده و محبوب را برای همکاری انتخاب کنید. امروزه مردم روز به روز در رابطه با مسئولیت پذیری اجتماعی برندها حساس تر می شوند و ۸۵ درصد از افراد در نظرسنجی ها اعلام کرده اند که انجام چنین فعالیت هایی توسط یک برند باعث افزایش تمایلشان به توصیه آن برند به دیگران می شود.

شروع برندسازی

ممکن است برندسازی فعالیتی پرزحمت و دشوار به نظر برسد بویژه وقتی منابعی که در اختیار داریم محدود باشند، اما همانطور که دیدیم روش های اقتصادی و مقرون به صرفه ای نیز برای شروع و ادامه‌ی موثر و موفق این فعالیت ها وجود دارد.

نکته آخر اینکه حتما سعی کنید این فعالیت را همچون هر کار دیگری با لذت انجام دهید. بعلاوه باید استراتژی و منطق را نیز چاشنی کارتان کنید. در این راستا ابزارهای مختلفی طراحی و تولید شده اند که به شما در تک تک مراحل برندسازی کمک می کنند. اما سعی کنید در جنبه های تکنیکی کار غرق نشوید زیرا انجام این فعالیت علاوه بر در نظر گرفتن جنبه های تکنیکی نیاز به خلاقیت هم دارد.

با تشکر از اینکه در این مبحث آموزشی با پلاک ۵ همراه بودید.

امیدواریم از این مطلب در حیطه مارکتینگ که در مورد راه های کم هزینه برند سازی است استفاده لازم را برده باشید.

اگر این مطلب را قابل خواندن و مفید ارزیابی کردید خوشحال میشیم که با دوستانتون به اشتراک گذاری کنید. و همینطور اگر هر سوال یا نظری دارید حتماً از قسمت نظرات با ما در ارتباط باشید تا به زودی پاسخ دهیم.

 

[۱]  Buyer persona (که گاهی از آن به عنوان شخصیت بازاریابی (marketing persona) یاد می‌شود) یک بیان ساختگی و کلی از مشتریان ایده‌آل (ideal customers) شما می‌باشد.

[۲]  Inbound Marketing (یا بازاریابی ربایشی) شیوه تقریبا نوینی از بازاریابی و فروش اینترنتی هست که بر روی جذب افراد و ترغیب کردن آنها به خرید محصول تمرکز دارد. در برخی منابع آن را محصول بازاریابی محتوا می دانند.

[۳]  شهرت و شناخت ایجاد شده برای یک برند نه به دلیل صرف هزینه بلکه به دلیل صحبت مردم درباره برند به دلیل کار قابل توجهی که انجام داده است.

 

منبع : آژانس برندینگ پلاک ۵

هیچ نظرات

نظر خود را به اشتراک بگذارید